Friday, December 22, 2006

سرگرمی­ شب یلدا

داشتم می­خوابیدم که خبر داریوش عزیز آمد که بازی زیبای سلمان را ادامه دهم. پس بخوانید هرچند که قصه فراوان است.

1- از کودکی تا به حال آن­چه داشتم و نداشتم خرج 2 چیز کردم: کتاب و هنر. بنابرین مشخص است که اصلا آدم پول­داری نیستم و در عوض کلکسیونی از خط و ورق پاره و کتاب و این­جور چیزها دارم.
2- صدا و خوشنویسی در خاندان ما موروثی است. پدرانمان همه خطی خوش و صدائی رسا و مسلط به موسیقی داشتند. من نیز تا توانم هست در پی ایشان افتان و خیزان روانم.
3- دیپلم که گرفتم بعد یک استراحت 3 ماهه در اداره­ای دولتی مشغول کار شدم. همین است که حسرت درس خواندن در شرایط عادی و بدون مزاحمت اداره را همیشه با خود داشتم. متاسفانه کارم را دوست نداشتم و ندارم. از آن بی­زارم چون مناسب سلیقه­ام نبود و تا فهمیدم دیدم که 10 سال است دارم زجر بدی می­کشم بابتش. فعلا درخواست مرخصی بدون حقوق برای یک سال را دادم تا اگر قبول کنند، کمی مثل آدم زندگی کنم، درس بخوانم و کارهای عقب مانده­ام را به سامان برسانم. شغل دوم هم دارم. در کار هنر گرافیک هستم که از دوره­ی نوجوانی پی­اش را گرفتم و تخصصی دنبالش کردم و حال مشغول گسترش­اش هستم که خبرهایش را خواهم گفت.
4- بر عکس رفقا شیرنی خورم ملس است. مخصوصا نوع خامه­ای. اما نترسید؛ کمی رعایت می­کنم. نتیجه­ی واضح این­که کمی چاق هستم. در ضمن دایرة المعارف گویای رستوران­های خوب تهران هم هستم.
5- قصه­ی عجیبی­است زندگی­ام. بسیار ناگفته­ها در خود جای داده از سرگشتگی­های جوانی، پرسه­های تنهائی در خیابان­های شهر، کوه پیمائی­ها، عشق­ها، حیرانی­ها.... حال چند وقتی­است که با آمدن نوری در زندگی­ام قرار گرفته­ام.
5 نفری که دوستشان دارم و دوست دارم پنج چيز را که احتمالاً بقيه درباره‌شان نمی‌دانند بنويسند از این قرارند: خوابگردمرتضا دلاوری پاريزی - الپر - كورش عليانی - رامین مولائی

5 نظر:

Anonymous Anonymous نوشته...

جالب بود!
مینو

2:16 PM  
Anonymous حنيف نوشته...

يلدات مبارك باد اي عاشق شيدايي

6:37 PM  
Anonymous مانامهر نوشته...

آقای سوشیانت!یک سوال یواشکی!
این نام الپر جدا از اول اینجا بود؟!می خوام ببینم چشمهای من بد دیده یا واقعا نبوده که اگر بد دیده فکری به حال خودم کنم!چون شمردم و حتی آمدم بگویم چرا 4 تاست؟!

12:30 AM  
Blogger Saoshyant نوشته...

نام الپر همان شب اول بود. بعد از 12 ساعت که خواستم لینک سایر دوستان را تصحیح کنم نمی دانم چه شد که پرید. حالا باز هم هست.

8:09 AM  
Anonymous مرتضا نوشته...

سلام مهربان. از دعوتت صمیمانه ممنونم. هر چند قبلا اعترافم را کرده‌ام. حسن بزرگ این بازی این است که می‌فهمی چرا گاهی جذب کسی یا جایی می‌شوی بی‌که بدانی کدام امید و یاس و زخم مشترک تو را بدانجا کشانده است. برقرار باشی

1:18 PM  

Post a Comment

خانه >>