Friday, December 15, 2006

هوای متعفن انتخابات

تهران؛ ساعت 5.50.
هوای انتخابات متعفن است. آن­چنان که لعنت بر من باد را هزاران بار گفتم بر خودم که چرا رای دادم. عصبی­ام. خدا کند بوی گند نفت را به زور سر سفره­مان نچپانند. فکر کنم بعدش اعتصاب غذا باید کرد برای زنده ماندن. آخر یکی بگوید این اتوبوس­های خاک آلود که هی می­آیند به میدان هفت­حوض و جماعتی را جلوی در مسجد یاعلی یاعلی گویان پیاده می­کنند از کجاست؟
یعنی رای من کشک؟ یعنی تف به رای من؟ رای؟ چه واژه­ی مسخره­ای! به خدا اگر اصلاح طلبان هم انتخاب شوند دیگر رای نمی­دهم. مملکت این­قدر بی­صاحب؟ این­قدر مسخره؟ 2 ساعت داشتم مخ دوستم را می­سابیدم که برود به این جماعت رای بدهد. به میدان که رسیدیم خیلی شیک پارک کرد گفت نگاه کن. دیدم که در عرض نیم ساعت حداقل 30-40 دستگاهی اتوبوس هی آمدند و دهاتی خالی کردند و رفتند به ناکجا آبادی که آمده بودند. زن بچه به بغل به خدا تا بحال تهران نیامده بود از بس به در و دیوار نگاه می­کرد و تعجب زده بود که این­جا کجاست!
نارحتم. عصبی و دل­گیر که چرا در ایران زاده شدم. برای لحظاتی از ایرانی بودن خود احساس شرمی عجیب کردم. اگر بچه­ی نارمک­اید و حالش را دارید سری به میدان بزنید. این هجوم حتما تا الان هم ادامه دارد.

14 نظر:

Anonymous Anonymous نوشته...

اصلا از اینکه ایرانی هستی ناراحت نباش... ایدز که نیست خوب میشه... از اینکه تو ایران هستی هم ناراحت نباش .. چون اگه خارج از ایران بودی هزار بار بیشتر از ایرانی بودن باید خجالت میکشیدی... اما از رای دادن هیچ وقت ناراحت نباش.. چون تویی که سایتی به این قشنگی داری و حتما 4 تا هنر دیگه هم داری باید مملکت رو بسازی... اگه تو تونستی اون دهاتی و بی سواد را به صف خودت بیاری هنر کردن وگرنه هر دزدی میتونه با سکه از طرقبه و ... که سهله از لبنان و فلسطین هم ماشین رای بیاره....

6:33 PM  
Anonymous فهرست وب ایرانی: نمابه ها نوشته...

سلام
و
لینک
مستقل / اتوماتیک / بدون سانسور
فهرست وب ایرانی : نمایه ها

7:26 PM  
Anonymous وب - آ - ورد نوشته...

د
ر
و
د

7:28 PM  
Anonymous Anonymous نوشته...

http://beheshtimoez.blogspot.com/2006/12/blog-post.html

10:12 PM  
Anonymous آریاپسر نوشته...

می دانم،نه رای گیری مان متمدنانه است، نه تبلیغات عادلانه است، نه انتخاب مردم آگاهانه است و نه شمارش عادلانه ... اما راهی که غیر از آگاهی بخشی و روشنگری وجود دارد، انقلاب است که آن هم پاسخی موقت خواهد بود

2:28 PM  
Anonymous Anonymous نوشته...

سوشیانت
اسم شما را گاه گاهی در وب می شنیدم به نظر انسان روشنفکری بودید اما رای شما خلاف این موضوع را ثابت کرد
متاسفانه تا زمانی که مردم به این دجه از شعور برسند که این انتصابات است و گروهی نیز درک کنند که یک چلوکباب ارزش ندارند هویت شان را بفروشند شاید ده ها سال بگذرد و همچنان این حاکمان بر شما سوار باشند

شما به جای آن که دوستانتان را تشویق کنید شرکت کنند از این پس امیدوارم تجربه این بار را سر لوحه تصمیم گیری هایتان قرار دهید
واقعیت این است تا زمانی که خامنه ای نخواهد در این مملکت هیچ اتفاقی نمی افتد خاتمی احمدی نژاد و ... همه از جنس هم هستند دفعه پیش خامنه ای صلاح دید خاتمی روی کار بیاید این بار احمدی نژاد

احمدی نژاد هولوکاست را منکر می شود خاتمی بر باور خویش تاکیید در این بین خامنه ای ساکت است تا با دنیا بازی کنند و یکی دو سال بیشتر حکومت

اما واقعیت آن است عمر حکومت به سر آمده ظرف یکی دو سال آینده

در انتخابات بعدی اگر امام زمان سوشیانت یا هر کس دیگری هم که آمد نه خودت شرکت کن واز دیگران هم بخواه شرکت نکنند

5:59 PM  
Blogger i Mechanical Engineer نوشته...

چرا ایرانی ها فکر می کنند شعور سیاسی بالایی دارند؟؟؟

واقعا شرم آوره

6:01 PM  
Anonymous آرش نوشته...

نه تحریم و نه شرکت در شوی تقلبات شرعی - هیچکدام کافی نیست و نمی توان راه بحایی برد. آن چه مسلم است این وضعیت قابل دوام نیست و اگر این روند قهقرایی ادامه یابد شیرازه ی کارها آن چنان در هم خواهد ریخت که به نفع هیچکس نخواهد بود. آن هایی که نزدیک به سی سال است با ندانم کاری و حرف های مفت و تکراری مسبب ای همه بدبختی و عقب ماندگی شده اند- نمی خواهند درس بگیرند و تغییر جهتی بدهند ... استراتزی باید تغییر این جهت باشد. حال شرکت در انتخابات می تواند یک تاکتیک باشد. آن جه مسلم است از شرکت گسترده ی مردم در انتخابات و انتخاب آقای خاتمی در دو دوره- در تغییر دادن روند بسته تر شدن جامعه و تک تازی استبداد نتیجه ای حاصل نشد. حالا پرسش این است آیا وقت آن نرسیده که شرکت کنندگان به تحریمیان بپنوندند و همه در یک جنبش مدنی آزادیخواهانه و صفوفی فشرده صدای خود را هر چه رساتر به گوش آنهایی که تا کشور را به باد فنا ندهند عبرتی نمی گیرند- برسانند؟؟ این آقایان به هیچ چیز حز زور و قلدری باور ندارند و تا سمبه ی ملت پر زوز نباشد دست از ویران کردن بیشتر ايران بر نخواهند داشت!

7:20 PM  
Anonymous رها نوشته...

من کلی با خودم کلنجار رفتم...آخرش طاقتم نگرفت و رفتم رای دادم...دیگه انتخاب بین بد و بدتر هم نبود اما...چی بگم؟
فقط این که حس تو رو می فهم ام

9:03 PM  
Blogger rana-azad نوشته...

دوست عزیز ناراحت نباش فرصت ها میان و میرن ولی هنوز باقی است هدف بالا بردن درک و عمق هویت است که یک شبه به دست نمی اد از اینکه ایران هستی ناراحت نباش دلم واسش یه ذره شده واسه همون دهاتی هم دلم تنگ شده چه میشه کرد؟صبر

12:35 AM  
Blogger Roya نوشته...

پشیمانی تان از رای دادن تا رای گیری بعدی طول خواهد کشید؟
امیدوارم!ه

9:35 PM  
Anonymous خُسن آقا نوشته...

هنوز بعد از 28 سال فلاکت متوجه نشده‌اید که رای دادن در آن مملکت فلک زده یعنی کشک.
از داخل صندوقها هرکس را که بخواهند بیرون می‌آورند اینها همه اش شو انتخاباتی برای فریب دنیاست. دیگر حتی به خودشان زحمت هم نمی‌دهند که ظاهر را حفظ کنند

11:15 PM  
Blogger مجید نوشته...

دستت درک نکنه که رأی دادی، ولی اینجوری که از هم وطن روستایی خودت تحقیرآمیز یاد کردی، باید باعث شرمت باشه. هست یا نه؟ فقط چون امکانات نداشته که مثل تو زندگی مرفه و تحصیلات داشته باشه، باید اینجوری درباره‌اش حرف بزنی؟ انقدر تحقیرآمیز؟

5:08 PM  
Blogger Saoshyant نوشته...

آقا مجید عزیز:
متوجه لب مطلب نشدی گویا. اما کجای نوشته ی من توهین به این عزیزان بود؟
سرنخ ماجرا را ول کردی چسبیدی به چیزی که اصلا ربطی به ماجرا نداشت؟
روستائی ها یا دهاتی ها چه فرقی می کند از اتوبوس پیاده شدند. زشت است؟ زنی که تا به حال تهران را ندیده بود زشت است؟ یا استفاده ی ابزاری از این بندگان خدا؟

7:30 PM  

Post a Comment

خانه >>