Saturday, February 18, 2006

فیمینیستِ کهکشان گستر!

اوضاع فرهنگی-اجتماعی زنان ایرانی را نمی خواهم به نقد بکشم، چرا که نه در تخصصم است و نه حال و مجال آن وجود دارد تا به آن از دید خودم بپردازم. چیری که برایم جالب است نالان شدن جماعت فیمینیست است که رگه هایش را می توانید در رفتارهایشان - حتی اگر بخواهند پنهانش کنند (که نمی توانند. مثلا با قر و غمش ها و فیش کشیدن های ممتد!) - و در چیزهائی مانند نوشتارهاشان که عیان تر است و بی دغدغه تر ببینید. البته لازم به ذکر نیست که درد مشترک را از این جماعت مخصوصا ورژن ایرانی اش نمی توان انتظار داشت که فریاد بزنند و هر از چند گاهی صدائی زیر از همان نوعی که خانم ها برای پچ پچ استعمال می کنند را می توانی با گوش جان بشنوی (برای من با گوش ظاهر هیچ وقت صدای "بیش از حد" زیر زنان قابل شنیدن نیست!). مثال کوچک زیر نمونه ای از آنهاست که نویسنده ی وبلاگ " من و آقامون ! " با نقل از وبلاگ "کیوان" آن را آورده و بر آن صحه گذاشته. نویسنده ی محترم ِ وبلاگ "من و آقامون" از حامیان غیور دفاع از حقوق زنان و از مترجمین نیمه فعال در حوزه ی ادبیات کودکان است و کمی بیشتر شاید، فعال در مترجمی خبری! باشد.
رفته بوديم SFC شام بخوريم. دوستان فكر می‌كردند مطابق هميشه من فقط دارم به خانم‌ها، ... ولی انصافاً اينجوری نبود. اينبار سر و كله و طرز لباس پوشيدن بعضی از اين جماعت واسم خيلی جالب بود. نمی‌دونم چرا اينجوری شدند؟! اينجوری لباس می‌پوشند؟! اينجوری حرف ميزنند؟! اينجوری قر و قميش ميان؟! انگاری مال يه دنيای ديگه‌اند، يه كهكشان دور. هر چند شايد هم اونها زمينی‌يند و ما مال يه جای ديگه هستيم! بعضی از اين پسرها عينهو هيپی‌های دهه هفتاد، موهاشون فرفری شده و رفته سوی آسمون. چله زمستونی موقع نشستن، نصف كمر و شورت‌شون كه معلومه هيچ، ...هم تا اون وسط‌هاش معلومه. آخه من نميدونم اين چه مُدلیه؟ اين چه تيپيه؟ نصف شلوار پاره، نصف پيرهن بيرون و اون يكی سر ديگه‌اش تو شلوار. كت آويزون. كلاه يه وری ... آخه ما نبايد از خودمون اختيار داشته باشم و بايد صرفاً يه مصرف‌كننده باشيم و هر كاری كه اونوریها كردند بدون مطابقت با الگو و سنت و كشور و مملكت انجام بديم؟! يعنی واقعاً اينها شده، ايده و آرمان نسل جوون ما؟
واقعیت این است که کمی حس دلسوزی به من دست می دهد وقتی صداهای جماعت مدافع حقوق زنان را به این "ظریفی" و به این طریق می شنوم که یکی جائی چیزی بگوید و تو نقل قولی کنی و بگذری. یکی در این میان به من بگوید چرا اگر اعتراضی دارند این جماعت، مانند خرده جنبش های مدنی که انجام دادند در سال های قبل مثل تجمع های پارک لاله و جلسات ممتد عمومی برای روشنگری در این عرصه و ... دیگر خبری نیست؟ تمام شد و مشکلات زنان حل شد؟ وقتی بارها در محافلی که عده ای فیمینیست دو آتشه در آن حضور داشتند، عنوان کردم که نمایش های تلویزیونی رمضان امسال جز اندک مواردی همگی فحاشی ها در خود نهان داشته بودند به زنان و کسی صدایش در نمی آمد؛ فهمیدم که تبی بود و احساس روشنفکری که دامن برخی را می گیرد و خلاص. نمی دانم. باید بروم و پرس و جو کنم شاید به همین دلایلی که کیوان گفته و کسی از مدافعان حقوق زنان که مشتی نمونه ی خروار است بر آن صحه گذاشته به نوعی باعث دل سردی آنها شده. یعنی نا امید شدند؟؟؟
تذکر: این پست در ساعت 11 شب دارای تغییراتی شد که دلیلش، طرز نگارش غلط در نقل قول کردن از جای دیگر، در وبلاگ "من و آقامون" بود و به لطف تذکر یکی از رفقا تصحیح شد.

3 نظر:

Anonymous tehrani نوشته...

سوشیانت عزیز
سلام
من فکر کنم این پست رو توی وبلاگ از پشت یک سوم کیوان خوندم در ضمن مسخره کردن صدای زیر خانمها اعم از فمنیست و غیر فمنیست و طلبه و مترجم و ... ممنوع
اگه مطمئن شدم که این پست ازافاضات کیوانه اونوقت برای شما از صدای دلنواز آقایان می نویسم!!! ارادتمند

6:58 PM  
Blogger Saoshyant نوشته...

من و مسخره ی صدای خانم ها؟ حاشا و کلا!

10:47 PM  
Anonymous Anonymous نوشته...

سلام
همانطور که خود اشاره کردهاید نه متخصص این امر هسته اید نه دیدگاه منصفانه ای به این امر دارید
بله زنان جامعه ما دردهای بیشماری دارند که چه با فمنیسم چه بی ان به قوت خود باقی هستند. در نتیجه با تمسخر چند فمنیست اطراف شما این معضا شکل خودش را تغیر نخواهد داد
باید اذان داشت که جامعه ما مردسالاراست وشاید بدختی های ان از ان باشد.
درمورد لباس تقلیدی و غربی جوانان هم نظر شما بسیار خودبینانه گرانه است
به شما یاد اوری میکنم که کت وشلواری که احتمالن شما میپوشید غربی است.ولی شما ازمد جدید غربی هراس داریدوچرااجازه نمی دهید که هرکس سلیقه خود داشته باشد بجا ی اینکه شما تعیین کنید این مهان است که دولت مردان میکنند
چه باید بپوشیم وچه بگوئیم
در پایان به شما وبرای راحتی خیالتان مینویسم من مرد هستم وسالم نزدک به 50 ومتاسفانه احتمالن به مانند شما لباس میپوشم گرچه فقط لباس مرد مشترک ماست نه ازاد اندیشی


با احترام

9:31 PM  

Post a Comment

خانه >>