Friday, June 01, 2007

اما اگر از احوال این جانب خواسته باشید...

1- آمد به دیری و به زودی خواهد رفت. دوبار بیشتر ندیدمش و حالا دارد می‌رود. دوری را، هرچند که گفته آمد که زیباست، اما سخت نیز هست. در هوا چنگ می‌زنم و نمی‌توانمش گرفتن. الان که دارم از او می‌نویسم ناگهان عطرش بطور اعجاب انگیزی در فضای اطرافم پراکنده شده. این تجربه‌ی عجیب چندباره‌ی من است. کسی را که دوست می‌دارم و از من دور است؛ ناگهان جلوه‌ای می‌کند و.... بوی عطرت دیوانه‌ام کرده. بماند.
2- چندی‌ست که مجموعه‌ای باکیفیت از صداهای قدیم پهلوان استاد آواز ایران زمین به دستم رسیده و در کنار درس و تحقیق مردافکن «مراقبه در اسلام و بودائیسم» با آنها سخت مشغولم تا فراغتی اگر باشد و از امتحاناتم خلاصی بیابم و ADSL را باز اگر برپا کردم، به تدریج بر روی اینترنت بگذارم و دعای خیری از خلق الله نصیب خود سازم.
3- پیرتر شدم. همین و بس.

3 نظر:

Anonymous رها نوشته...

دعای خیرمون رو نگه داشتیم و سخت منتظریم ها!:)

10:52 PM  
Anonymous minoo نوشته...

:) merccccccccc

4:56 PM  
Blogger H@mid نوشته...

باید بگیم تولدت مبارک؟

5:56 PM  

Post a Comment

خانه >>