Thursday, May 17, 2007

واقعه - 5

- عزیز من! محبت مثل آبی هست که وسط غذا می‌خوری تا غذایت هضم شود. محبت آب است. خود آب است. ندیدی آن‌روز قحط آب شده بود؟

Labels:

1 نظر:

Anonymous سیدعباس سیدمحمدی تهران نوشته...

بسم الله الرحمان الرحیم.
سلام علیکم.
عده ای هستند در محبت کردن از نوع عشق ورزیدن همسرانه و پدرانه و فرزندانه و مانند آن خبره اند و در محبت کردن به کلّ بشر ماهر نیستند. افرادی هستند در دوست داشتن کلّ بشر خبره اند و در عشق ورزیدن به همسر و نزدیکان ضعیفند. خواندم که آینشتاین از نوع دوم بوده. شاید کم باشند افرادی که در هر دو نوع عشق ورزیدن یادشده توانا باشند. البته مگر حجتهای خدا. الگوهای محبت و سخاوت و تواضع.
محبت، حلوا پخش کردن نیست. کُپه کُپه پخش کنیم روی زمین. فردی می شناسم در تقدیر و تشکرهای کتابهایش چپ و راست «آقا» و «استاد» و «فرزانه» و مانند آنها ردیف می کند، ولی از معتمدم شنیدم وقتی از او خواستند (بعد از مدتی همکاری و آشنائی) یک پاکت نامه را به جائی برساند، قبول نکرده بوده و گفته «مگه من نامه رسونم». آری. بنده یک گفت و گو کردم با سروش و یک گفت و گو کردم با فاطمی نیا. به فاصله ی دو سه روز. حدود پانزده سال پیش. یکی شان در اوج اخلاق و محبت، یکی شان مایه ی تأسف. کسی که با چماق «اخلاق» بر سر «فقه» می کوبد. ما مخلص «اخلاق» هستیم. ولی کو؟ کو آن اخلاقی که ندایش را سر می دهند؟
***
قمشه ای در تلویزیون صحبت می کرد. چند سال پیش. می گفت هر جا غم هست، آن جا شیطان است. شاید کم و بیش حرف درستی باشد.
***
امروز رفته بودم انقلاب. ده پانزده سال پیش کتاب آثار و افکار خواجه نصیرالدین را داشتم. دو سه ماه قبل در امیرکبیر دیدم. تعلل کردم و نگرفتم. امروز رفتم. نبود که نبود.
روی یک باجه ی تلفن نوشته بود:
تعداد محدودی التفهیم موجود است. شماره ی موبایل: ...
مملکتو ببین!
***
از من ناراحت نباشی ای جوانمرد.
التماس دعا.

10:39 PM  

Post a Comment

خانه >>