Tuesday, May 29, 2007

واقعه - 6

...بعضی چیزا دیدنشون از دور قشنگ‌تره. از دور همه‌ی ماجرا توی چشم آدم جا می‌گیره. همین که دوری خوشحال باش عزیز من.

Labels:

2 نظر:

Anonymous سوسن جعفري نوشته...

Humm ... doroste!

12:11 AM  
Anonymous seyyed abaas, tehraan نوشته...

بسم الله الرحمان الرحیم
امیرعباس ریاضی
سلام علیکم
درود بر هر پنج جوانمرد
اتفاقاً دو سه شب پیش در بنگاه کوچکمان اجاره نامه ای نوشتیم. مستأجر فردی بود نابینا. نابینا، ولی وکیل دادگستری. 36ساله. قرار بود همین روزها ازدواج کند و با همسرش بیاید به منزل مورد اجاره. رفتم منزل را تحویلش بدهم. به فرد همراهش یکی یکی می گفت بنویس و صورت جلسه کن این شیشه شکسته است و این در این جایش معیوب است و این جور چیزها. چراغ دلش روشن باشد ان شاء الله
پیشنهاد قطعی بنده به کار نبردن شکل 6,30 است. شکل پیشنهادی:
18:30
یا
06:30 بعد از ظهر
قربانت
***
من هفت هشت ده سال پیش فصوص یا فتوحات گرفتم. شرحش بود نمی دانم. کتاب قطع رحلی بود. گمانم چاپ دانشگاه تهران. گمانم شرح اوگانس اوگانیانس. بعد از گرفتن، فردی خواست برای او هم بگیرم. آقا چند روز گشتم. رفتم نمایشگاهی که بود. جمع شده بود. گفتند برای بسیج فلان مسجد بوده. برو بیا. برو بیا. یادم نیست آخرش موفق شدم بگیرم یا نه!

6:51 PM  

Post a Comment

خانه >>