Monday, November 05, 2007

سال‌های دور

همین روزها بود گویا. 13 آبان ِ آن سال‌های دور 1366 - 1368...


دبستان احمد معینی بود و گروه سرودش. می‌خواندیم: من شاگردم، شاگرد هوشیار و فداکار - خفتن نباشد کار من! من هستم بیدار.... سعید، ردیف بالا، نفر اول از سمت راست و من، ردیف پایین، نفر سوم از سمت راست. با عینکی به چشم. ناظم و معلم تربیتی مدرسه هم آقای کیانی بود.

3 نظر:

Blogger SYM نوشته...

سلام، ما سال 65-66 اين سرود را مى‌خوانديم. در دبستان دکتر مفتح منطقه‌ى 15. نام سازنده‌اش را يادم رفته، يکى از معلم‌هاى همان منطقه بود. من چون تک‌خوان گروه سرود مدرسه بودم مجبور شدم -به دستور ناظم- که يک‌سال تمام اين سرود را سر صف بخوانم؛ هنگام رفتن بچه‌ها به سر کلاس :D

10:32 AM  
Anonymous سعید نوشته...

آقا دیوونتم!ترکوندی! من یدونه عکس هم از اون موقع ها ندارم.
اینا یادم میان : بالا از راست من ، سهیل ابوالحسنی ،امیرحسین نیکبخت ، داوود بردبار ، علیرضا جهانشاد پایین از راست : ؟؟؟؟؟؟ ، ؟؟؟؟؟؟ ،امیر عباس ریاضی ، مهران نوری ، ؟؟؟ حسنی ، ؟؟؟ آخوندی یا همچین چیزی ، و پایین تر: ؟؟؟؟؟؟

11:31 AM  
Anonymous hosseyn نوشته...

سلام! آره خودشه بابا! می خوره بهش! فقط شنبه هاست که شنبه گشادی میاد سراغش! بقیه روزا آدم سر حال و روپاییه!!!! می نویسه!

7:41 PM  

Post a Comment

خانه >>