Saturday, September 06, 2008

منطق‌الطیر حیرانی

حیران اگر بشوی شاید مثل حاج قربان سلیمانی شوی که طرقه‌ای* بود سوخته برای خویش.

فیلمی از لا-به-لای آرشیو بیرون کشیدم و مختصرش کردم. ببینید و با چشم دل ببینید این هم‌زبانی‌ها را. شاید بعدها بیشتر در مورد اش نوشتم.

* طرقه را برای‌اش افسانه‌هاست در دل مردم خراسان. در کاست شب-سکوت-کویر با صدای استاد شجریان هم نقلی از آن داستان‌ها هست. کوتاه این‌که طرقه نام پرنده‌ای‌ ست که هوای وصال با خورشید در سر دارد و برای این‌کار باید هزار نام خدا را بر زبان بگوبد و رو به مقصد حرکت کند تا نسوزد. کوچک پرنده ذکر گویان ره‌سپار خورشید می‌شود اما در نزدیکی آن نام آخر را فراموش می‌کند و در دل محبوب فنا می‌شود. این داستان کوتاه شاید از دردناک‌ترین قصه‌های مردمان دیار ما باشد.

Labels:

3 نظر:

Anonymous سعید نوشته...

آقا دستست وقعا درد نکنه. من که خیلی لذت بردم

10:04 PM  
Anonymous آزاده نوشته...

سلام و سپاس برای این ویدئوی زیبا. راستی من از این آوای وبلاگتان بسیار لذت می برم. گویی مرا با خود می برد.

1:17 PM  
Anonymous ش نوشته...

چقدر قصه طرقه زیباست و معنا دارد.
اصلا می دانی، ماجرا همان بوده که اسم آخر یادش برود! کل برنامه همان بوده! خوشا فنا.

6:32 PM  

Post a Comment

خانه >>