موسیقی پاییز
Labels: موسیقی
Labels: موسیقی
Labels: موسیقی

Labels: موسیقی
Labels: موسیقی
Labels: موسیقی
Labels: موسیقی
Labels: موسیقی
Labels: موسیقی
من میستایم. میستایم آن ایزد فرازین پایگاه گرفته را. با همهی جان و نیرو میستایم آن نیرومندترین و سودرسانترین ایزد را...
(بخشی از سرود-نیایشی که پدران ما، در بدو طلوع خورشید، پس از شب یلدا میخواندند)
حتماً برای شما هم پیش آمده که از تند-و-تیزیهای زمان متعجب شوید یا شاید اندکی هم به فکر فرو بروید. دو-سه روز پیش که زمزمهی یلدا بلند شد، ناگهان بهخود آمدم که روزگار با سرعتی عجیب دارد پیش میرود و ای دل غافل! مسبباش هم یادآوری بازی یلدای سال پیش برای خودم بود که در همان ساعات اولیهاش با دعوت داریوش مشغولم کرد. نمیتوانم فاکتور زمان را برای خودم حلاجی کنم. روزگاری هم برای درک بیشتر این مقوله تلاش کردم و نشستم به خواندن آراء و نظرات این فیلسوف و آن عارف، اما چیزی که یافت نشد همین مسالهی لاینحل مانده بود. [شما هم اگر علاقهمند این بحث هستید، میتوانید به کتاب حرکت و زمان در فلسفه نوشتهی استاد مهدی نجفی افرا مراجعه کنید که بسیار سودمند است]
القصه، خواستم برای کسانی که امشب را به انتظار رؤیت خورشید تا سحر بیدارند و خواب بهچشم راه نمیدهند تا صحنهی شکست اهریمن سیاهی را ببینند، قطعاتی نایاب از موسیقی بگذارم. این شد که دو تصنیف قدیمی با صدای استاد محمد رضا شجریان و فیلمی از سه نوازی استاد مشکاتیان با بیژن کامکار و آرش فرهنگفر را برایتان آماده کردم. فیلم از مراسم بزگداشت مرحوم استاد ناصرخان فرهنگفر است در تالار وحدت. یادم نمیرود که گویا تنها 24 ساعت پس از تلاش مهاجرانی برای بهدست آوردن رای اعتماد از مجلس پنجم بود که خودش را به این مراسم رساند و نوید روزهای خوبی را برای فرهنگ این مملکت داد که البته دولتی بود بس مستعجل. بگذریم. تصنیفها را بشنوید و فیلم را ببنید که خوشتر است.
تصنیف1: عشق گریزان. تصنیف 2: یار وفادار با شعری از بهادر یگانه. لطفاً برای پیاده سازی، تنها به آن لینک دهید. و این هم فیلم مذکور.
پ.ن 1. کسی از نام شاعر تصنیف اول و آهنگسازان این دو تصنیف با خبر است؟ ممنون میشوم اطلاع رسانی کنید.
پ.ن. 2.
متن تصنیف عشق گریزان:
ای عشق من، کو عهد و پیمانت؟
آواره شد، مرغ غزل خوانت
نه کسی دمسازم شد
نه دلی همرازم شد
چه کنم؟
شاهد غمهایم همه شب؛ سایهی لرزانم
خاطره ها دارم ز تو ای عشق گریزانم
تا کی باید به نیمه شبها، بشمارم من ستارهها را
بس کن دوری تو بیا
عشق و بی تابیها، رنج و بی خوابیها
تو بیا خوابم کن
آتشم آبم کن
بشنو قصهی تلخ شبهایم را
بشنو نغمهی قلب تنهایم را
من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم
تو میروی به سلامت سلام ما برسانی
بشنو قصهی تلخ شبهایم را
بشنو نغمهی قلب تنهایم را
صدای من در ظلمت شب بر آسمانها بر خیزد
بیا که با تو این دل من سرود شوقم سرگیرد
به خدا از کلبهی من نور و شادی رفته دگر
هر شب من منتظرم با چشم تر
شاهد غمهایم همه شب، سایهی لرزانم
خاطره ها دارم ز تو ای عشق گریزانم
متن تصنیف یار وفادار:
اگر چه دور از تو شوم، یار وفادار توام
جدا ز تو و همسفر، عشق شرر بار توام
اگرقصد سفر دارم
خدا داند که ناچارم
دفتر خاطرات ما
مانده برای ما به جا
ثمر میدهد صبر و شکیبایی ما
به پایان رسد قصه تنهایی ما
چه رخشان شود اختر خوشبختی ما
چه زیبا شود عالم رویایی ما
اگرقصد سفر دارم
خدا داند که ناچارم
دفتر خاطرات ما
مانده برای ما
به جاچه غم آفرینی - چه دلگیری ای غروب جدایی
که گستردهای سایه به کاشانهی ما
چه جانها که سوزد ز شرار گنه تو
چه دلها که نالد ز غمت پیش خدا
توئی همچو من خسته ز بیداد زمان
به دامان نکن اشک غم از دیده روان
دل من بود تا به ابد خانهی تو
نمیافتد این خانه به دست دگران
اگرقصد سفر دارم
خدا داند که ناچارم
دفتر خاطرات ما
مانده برای ما به جا
Labels: موسیقی
عمامهمان درشتتر! جواب خدا را هم بلدیم چهطور بدهیم روز قیامت. اصلاً خدا جرات میکند از یکی مثل من حساب-کتاب کند؟ چنان میپیچونیمش که خودش حظ کنه! میگه میخواد حساب کتاب هم بکنه! دههکی! ما خودمون یه عمر تو دنیا رس ملتو کشیدیم با حساب کتاب و قفل و بند. حالا این متوهم شده، فکر کرده میتونه جلوی من در بیآد!Labels: موسیقی
Labels: موسیقی
به یاد مهرآفرید. ایزد موسیقی ایران زمین. محمدرضا شجریان.
هیچ میدانید «خون دل خوردن» به چه معناست؟ چهجور حالتیست؟ میفهمید معنی مرارت را؟ مثلاً تا کنون فکر کردهاید، در طول 24 ساعتی که هست، 14 ساعت مدام کاسهی تار را بغل گرفتن و جمله جمله، زخمه زخمه زدن بر سیمها، نشان چیست؟ تا کنون فکر کردید که 60 سال هر روزش را از قبل اذان صبح تا شباهنگام، تمرین صدا کردن و برای یادگرفتن یک نغمه یا یک گوشه گاه پیش استادی به گریه افتادن و هی تکرار کردن و تکرار کردن، چه حالتیست؟ لحظهای درنگ کن! فرض بگیر دو ساعتی تمام از کمر خم باشی مثل رکوع، اما گردنت را کج نگه داری و تا جایی که میتوانی سرت را نزدیک صفحهی گرامافون بیآوری و ننشینی تا مثلاً ادات تحریر ماهوری که 70 سال قبل از تو خوانده شده را از زیر خروارها خش خش صدا، بتوانی تجزیه و تحلیل کنی و درست بخوانی. همین. تو فقط خیال کن. اینها که گفتم اما برای عدهای توهم و خیال نیست. واقعیاتیست که بر ایشان گذشته. تا یکی لطفی شده، علیزاده شده، مشکاتیان شده یا شجریان و اسلافشان.
در این وانفسای موسیقی یکی هم که نامش سخت برازندهاش است و دریوزهی نام و شهرت میکند و نامجوست، پیدا شده و فردایی – شاید هم الان – به ریش تویی که داری با زوزههایش مست میشوی میخندد؛ فتوا داده که ناظری، مولوی را کشدار میخواند و جالب اینکه گفته ریتم را هم از شعر میگیرد. یعنی ناظری که 30 سال است دارد از مولوی میخواند، هنوز بلد نیست چه کار باید بکند و شعر او را هم نمیشناسد و ریتم را از آن میگیرد. ترا به خدا با همین یک جملهی قصار خندهتان نمیگیرد؟ حالا آواز همه اشتباه است و ریتم شعر مولوی را هم نه حتی خودش فهمیده و نه کسی در این 700 سال بعد او. باشد! قبول! گفته نباید بخوانی. باید مثل ایشان با زوزه بخوانی تا درست باشد. نظریه را ملتفت شدید؟ جز پوزخند چه باید تحویلاش داد؟ گویا تقدیر چنین است که ملت گل و بلبلی ما را، چنین کسی باید قطب نو آوری و پیشرفت موسیقایی باشد.
القصه! در نظر داشتم تا طی یک نوشته، صرفاً به شیوههای آموزش آواز ایرانی بپردازم و تفاوتها و تشابهات شیوهها را با ذکر مثالی بیان کنم اما نه تا کنون وقتی یافتم و نه با بضاعت کنونیام چنین کاری میسر بود. باشد تا شاید وقتی نقبی به این بحث زدیم. اما در سالروز تولد صدای اسطورهای موسیقی ایرانی، بر آن شدم به چند مثال از مرارتهای آموزش آواز بسنده کنم. در فایل صوتی اول، قطعهای از آموزش استاد نورعلی خان برومند را به شجریان و گوشهای از سخت گیریهای او را در امر آموزش میشنوید. در فایل صوتی دوم هم آموزش دستگاه بیات اصفهان است به بانویی عزیز که شاید دلاش راضی به بردن نام ایشان نباشد و در نهایت قطعه فیلمیست از اجرای گروه شیدا (سال 1355) در جشن هنر طوس با شعری از جناب عطار نیشابوری. هم نوازان آواز هم استاد لطفی و عبدالنقی افشارنیا هستند.
بشنوید تمرینهای عاشقی را!
1- آموزش استاد برومند به استاد شجریان.
2- آموزش استاد شجریان. دستگاه بیات اصفهان. (به صدای بلبلان خانهی استاد در ابتدای تمرین هم توجه کنید!)
Labels: موسیقی
شهرام ناظری و گروه شمس. سرپرست: کیخسرو پورناظری. سال 1377
Labels: موسیقی
Labels: موسیقی
Labels: موسیقی
Labels: موسیقی