Friday, September 12, 2008

چشم‌های سیاوش

یک ساعت است دارم فکر می‌کنم، تو در چشم‌های سیاوش شهید چه دیدی وقت گذر از آتش، که به دست‌اش پرچم «نصر من الله و فتح قریب» دادی استاد حسن اسماعیل زاده؟


4 نظر:

Anonymous Anonymous نوشته...

شباهت داستان کشته شدن سیاوش را با کشته شدن حسین به خاطر بیار.گویی فرهنگ ایرانی و حکمت خسروانی با زیرکی از ماجرای حسین برای زنده ماندن و نقل شدن تا اکنون استفاده کرده.بیخود نیست میگن تشیع ورژن ایرانی اسلامه.
با احترام : فروغ

2:13 AM  
Anonymous ش نوشته...

نکته سنجی زیبایی بود.

خوب نصر و فتح غریبی بر سیاوش آمد.

جناب فروغ، داستان سیاوش بیشتر به داستان یوسف نبی می ماند تا امام حسین.

10:31 AM  
Anonymous Anonymous نوشته...

داستان سیاوش و یوسف و حسین و مسیح ومهدی و کیخسرو
مهر ایران باستان و میترا و....همه مایه های مشابه و مشترکی دارند.این داستانها تکرار ماجرایی ناب و ساده در تاریخ زندگی معنوی انسانهاست.
بحثی شیرین و پر دامنه است.و این در حد اشارتی بود.
فروغ

1:56 PM  
Anonymous sayeesabz نوشته...

سلام
از قديم الايام رسم بوده بدين خاطر كه ما فرهنگ ايراني واسلامي داشته ايم
در نقل شاهنامه خواني هم مي توان به خوبي ديد اين كه هر جا از رستم وسهراب مي خوانند بعد به كربلا رفته وقضيه حضرت حسين وعلي اكبر را به نقل در مي آورند
بااحترام
sayeesabz

3:42 PM  

Post a Comment

خانه >>