Saturday, September 09, 2006

خدا کند که بیائی

دوش می­آمد و رخساره برافروخته بود
تاکجا باز دل غمزده­ای سوخته بود

رسم عاشق­کُشی و شیوه­ی شهر آشوبی
جامه­ای بود که بر قامت او دوخته بود
حضرت مولانا حافظ شیرازی

1 نظر:

Blogger Lord نوشته...

دوش آن جانان ما افتان و خیزان یک‌قبا ... مست آمد با یکی جام پر از صلح و صفا ... جام می می‌ریخت ره را زانکه مست مست بود ... خاک ره می‌گشت مست و پیش او می‌کوفت پای ...

12:59 AM  

Post a Comment

خانه >>