Monday, September 11, 2006

ذهن ِ خلاق

رفیقی می­گفت تو عملا ذهنت در موضوع سازی خلاق نیست. یعنی نمی­توانی موضوع بسازی و درباره­اش در وبلاگ بنویسی! حکمن باید داریوش ملکوت بنویسد و تو به او گیر بدهی و مطلب بی­چاره را بالا و پائین کنی و بچلانی­اش تا مطلبت را مثل آدم بنویسی و الا بقیه اش که خودت می­نویسی؛ همه چـ...ناله است! دیدم بنده­ی خدا حق داشت. تا خوانده یا از همین نوع ناله­های بی­صدا و بی­بو بوده یا پیرو سخن جناب داریوش میم دامت عزة. احیانا هم اگر از دست بی­کفایتم در برود چیزکی بی­مایه و آبکی.
خوب چشم. بنده از این به بعد سعی می­کنم موضوع­سازی کنم. در همین حیطه­ها که نوشتم در این بغل (داستانِ قصه­ی ما) برایتان خواهم نوشت. ولی حق بدهید بعضی وقت­ها که بغضم را نمی­توانم فروبخورم آن­را بر سر وب­لاگ هوار کنم.
بقول نیکان: زیاده عرضی نیست.

2 نظر:

Blogger Lord نوشته...

آقاجون شما بنویس ... وبلاگ برای اینه که آدم هر چی دلش می‌خواد بنویسه .. دل تو هم که بابا کارش درسته و بد نمی‌خواد ...
پس هر چی دلت می‌خواد بنویس ... بنده ی حقیر به این نتیجه رسیدم که اگر آدم بخواد بخاطر سلیقه ی خلق الله بنویسه می‌شه قضیه ی همون خره!
نه البته منظورم قضیه ی اون پدر بزرگ و نوه س که می‌خواستن خره رو ببرن بفروشن و آخرش هم از بس به حرف ملت گوش دادن و یکی یکی سوار شدن و پیاده شدن و خره رو کول گرفتن ... خره افتاد توو رودخونه!
یهو می‌بینی وبلاگت مال خودت نیستا ... از ما گفتن!

9:54 PM  
Anonymous داريوش ميم نوشته...

سلام اخوی،

حالا نه تو نه آن رفیق‌ات يک وقت فکر نکنيد من خيلی خيلی موضوع می‌سازم و ذهنم خلاق است. هر چه به ذهنم برسد کمی بالا پايین و سبک سنگين می‌شود بعد می‌رود روی وبلاگ. بی‌خيال حرف مردم. سعی کن خودت باشی. هر جوری که دوست داری خودت باش. می‌خواهی به من گير بدهی يا به هر کس ديگر. با خودت رو راست باش.

5:56 PM  

Post a Comment

خانه >>