Wednesday, April 25, 2007

سوخته

بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر-کز آتش درونم دود از کفن برآید

3 نظر:

Anonymous seyyed abbaas-e seyyed mohammadi نوشته...

بسم الله الرحمان الرحیم. امیرعباس ریاضی ی عزیز. سلام علیکم.
فرمایش شما: « وقتی کشوری چنین گسترهی وسیعی را شامل بشود هم از نظر نظامی و هم از نظر فرهنگی قدرتی بینظیر مییابد. غیر از این است؟»
ظاهراً غیر از این است. ارتباط منطقی بین «وسعت» و «قدرت نظامی» و «قدرت فرهنگی» وجود ندارد. هرچند، گویا برای «ابرقدرت» بودن، حد ّ اقل مساحت کشور نیاز است.
مصر از چه زمانی تا چه زمانی تحت الحمایه ی ایران بوده؟ تمام سرزمین مصر؟
شکست ایران از اعراب/مسلمانان گویا مسبوق به این بوده که ایران به حریم آنان تجاوز کرده بوده. ایران آغازگر جنگ بوده. شکست ایران از مغول، به بی خردی ی حاکمان ایران ارتباط داشته. و:
مورخان دربار کوروش و داریوش و خسرو و ...، آیا فساد را هم می نوشتند؟ اگر «به قول خود حاکمان» باشد، ایران الانش هم قدرت بلامنازع جهان است!
ایران، بزرگ بوده. گویا از کوروش کبیر تا به حال، ایران همواره هم هویت نسبتاً مشخصی (؟) را حفظ کرده، و هم بزرگ بوده. کشورهای بزرگ آسیا: چین، هند، ایران، عربستان، روسیه (؟). کشورهای بزرگ اروپا: فرانسه، اسپانیا. بزرگترین کشور آمریکای لاتین: برزیل. بزرگ بودن کشور، شاید قدرت مانوور فرهنگی می دهد. یونان، از طریق تمام یا اکثر کشورهای اروپا، حیات خود را ادامه می دهد، هرچند خودش مُرد، و آنچه هست، «یونان تاریخی» است. ایران در داد و ستد با یونان و روم و اسلام/اعراب و ارمنستان و هند و چین و مغولان، هم لطمه خورد و هم فایده هائی نصیبش شد. درباره ی آمریکای لاتین گفته بود: «اسپانیائی ها طلای آمریکای لاتین را غارت کردند، و از خود هم طلائی باقی گذاشتند: زبان اسپانیائی.» شاید «طلا»ی موجود در جهان (منظورم از «طلا»، البته توانائی ها و دستیافته های مختلف بشری است) داد و ستد می شود و دست به دست می گردد. جودو از ژاپن می آید ایران. ورزش باستانی از ایران می رود اروپا.
من گرایش به «2500 سال تمدن و ...» ندارم. چه بسا ما را دچار توهم کند. در فیلم آهنگ برنادت، مخالفان برنادت می گفتند «این حرفها در قرن هفدهم [نمی دانم «هفدهم» بود یا نه] مایه ی ننگ است». «قرن هفدهم» برایشان چیز مهمی بوده. حالا ما این اعداد 2500 و نامهای بوعلی و سهروردی و ابوریحان و کوروش و داریوش و مانند آنها، موجب توهّممان می شود یا مایه ی حرکتمان است؟

5:47 PM  
Anonymous ali نوشته...

امیر عزیز!
سلام و شب خوش!
به ترین؟ امیدوارم باشین!
این تصنیف که استاد شجریان با شوری تمام می خواند کجای طربستان است؟:
آمده ام که سر نهم
عشق تو را به سر برم
ورتو بگویی ام که ام
نی شکنم شکر برم
آمده ام چو عقل و جان
از همه دیده ها نهان
تا سوی جان و دیدگان
مشعله ی نظر برم
آن که ز زخم تیر او
کوه شکاف می کند
پیش گشاد تیر او
وای اگر سپر برم.
متشکر
با مهر تمام

10:33 PM  
Anonymous سثیدعباس سیدمحمدی تهران نوشته...

بسم الله الرحمان الرحیم
سلام!
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/b/b3/World-map-2004-cia-factbook-large-1.7m-whitespace-removed.jpg
دنبال نقشه ی جهان در زمانهای مختلف هستم
یعنی نقشه ی سیاسی ی جهان در 2007 و 2000 و 1990 و 1945 و 1939 و 1918 و 1914 و 1900 و 1800 و 1500 و قبل از آنها
چیز خوبی پیدا نکردم هنوز
به دوستم در کانادا که نوه ی عباس سحاب (مؤسس مؤسسه ی جغرافیائی و کارتوگرافی ی سحاب) ایمیل زدم که اگر آدرس اینترنتی دارد اطلاع دهد
یک زمانی لاروسی داشتم چاپ 1910 این طورها بود
جالب بود که تاریخ و سیاست و جغارفی و علم در آن زمان چه گونه بوده و چه گونه ثبت شده
به همین ترتیب در لاروس بزرگ و دیگر دایرت المعارفها مثلاً در قسمت ایران نقشه های آن را در زمان هخامنشان و اشکانیان و ساسانیان و سلجوقیان و قاجار و ... نشان می دهد
می خواهم چنین چیزی را درباره ی کل دنیا پیدا کنم
نقشه ی تاریخی ی ایران البته نسخه ی چاپی اش هست
گمان کنم هست
چاپ کارتوگرافی ی ارتش بود گویا
گمان کنم دیده بودم
قربانت

2:14 PM  

Post a Comment

خانه >>