Tuesday, February 05, 2008

کتاب‌های ناتمام

گزارش کتاب‌های ناتمام برای من، به یک کابوس بیش‌تر شبیه است تا یک بازی وبلاگی. 10؟ 100؟ 1000؟ نمی‌دانم. کتاب‌خرها، کتاب‌خورها، حتی کتاب‌خوان‌ها همیشه انبان کتاب‌های نخوانده‌شان سنگین است. خیلی وقت‌ها می‌خری که فقط خریده باشی. بعضی وقت‌ها معتاد می‌شوی که فقط قفسه‌ها را پر کنی. کمثل الحمار! بعضی وقت‌ها اصلاً به غلط کردن می‌افتی از خریدن کتابی چه رسد به تمام کردن‌اش. بعضی وقت‌ها.... خلاصه من دچار همه‌ی این احوالات بودم و هستم پس به من بیمار کتاب حق بدهید که نتوان‌ام گزارشی از نخوانده‌ها بنویس‌ام. اما برای خالی نبودن عریضه، هفت کتابی که فعلاً برای تحقیقی دم دست دارم و هیچ وقت تمام‌شان نکردم را فهرست وار می‌نویس‌ام. باشد که روزی رستگار شوم و تمام‌شان کنم.
1- تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام. احمد تفضلی
2- آیین هندو و عرفان اسلامی. داریوش شایگان
3- فراسوی فرزانگی. ع-پاشایی
4- جلد دوم دین پژوهی. میرچا الیاده
5- کرانه‌های هستی انسان در پنج افق مقدس. مسعود جلالی مقدم
6- عوالم خیال. ویلیام چیتیک
7- Philosophical thinking about death and dying. Vincent Barry
از داریوش ملکوتی [اگر وقت داشت و مخمل‌شان اجازت فرمود!]، از سید خوابگرد [اگر وقت و حال داشت. می‌دانم که چه کار سختی‌ست برای او و اگر بنویسد چیزی شبیه معجزه رخ داده!] و از سید حسین نوروزی عزیز، علیرضا مازاریان عزیز، رهای از رادیو سیتی، مریم مهتدی و مریم مؤمنی هم اگر لطف‌شان شامل حال من شود، می‌خواهم که دعوت مرا لبیک بگویند که اگر نگویند هم ملالی نیست جز دوری‌شان.
پ.ن. 2: هنوز 24 ساعت نگذشته از این اعتراف خوف‌ناک، در خیابان انقلاب گیر افتادم! باقی ماجرا قابل پیش‌بینی‌ست دیگر. 1- مجموعه اشعار حمید مصدق با ویرایش جدید [انتشارات نگاه] 2- کتاب ایّوب یا منظومه‌ی آلام ایّوب و محنت‌های او از عهد عتیق. گزارش فارسی ی قاسم هاشمی نژاد. 3- سیطره‌ی کمیّت و علائم آخر الزمان. رنه گنون 4- زبان، فرهنگ و اسطوره. ژاله آموزگار 5- رساله‌ی لوایح. عین القضات همدانی [خدا از کسی که آن‌را از من قرض گرفت و پس نداد، بگذرد!] 6- نقاشی ایرانی. بازل گری

6 نظر:

Anonymous رها نوشته...

امیر جان چشم!
هفته‌ی دیگه که این ترجمه‌ی لعنتی تموم می‌شه اگه عمری باشه می‌نویسم.

11:50 AM  
Anonymous سوسن جعفری نوشته...

کتابی را نخریده‌ام که نخوانده بگذارمش توی کتابخانه‌ام.


سلام.

11:18 AM  
Anonymous Anonymous نوشته...

با سلام
در یکی دو روز اخیر حجمه ای بزرگ بر علیه دکتر سروش شکل گرفته در مورد مصاحبه ایشان که مربوط به ما پیش بود. دکتر سروش در مورد قرآن نظراتی را ارائه دارند که پیش از این ها نیز بیان کرده بودند. خبرگزاری فاری و فردا تازه این مصاحبه را پیدا کرده اند و (قرآن ستیزان) به راه انداخته اند . بوی چندان خوبی به مشام نمی رسد ؟!

Posted by: کوهزاد | February 12, 2008 4:17 AM

بله جناب کوهزاد من هم از گرد و خاک آن داستان به لطف جناب سید محمدی مطلع شدم. خدا بخیر کند. چهار تا طلبه‌ی تحریک‌چی پیدا شوند و آن مصاحبه را دست بگیرند و پیش مراجع دور بزنند و وااسلاما کنند، معلوم نیست چه خواهد شد. امیدوارم بعد از مدتی سر و صدا بخوابد و ختم به شر نشود.

Posted by: یاسر میردامادی | February 12, 2008 9:46 AM

كمي جنبه داشته باش

Posted by: قارمانچز | February 12, 2008 12:17 PM

سلام علیکم.
گرد و خاک باعث شده هجمه را بنویسند حجمه!

دکتر سروش درباره ی قرآن نظرهایی فرموده است، و ظاهراً مهمترین مستنداتش اشعار مولوی ی فقید است.
بنده با تحریک چی ها آشنا نیستم، و کاملاً معتقدم سروش و غیر سروش باید در اعلام نظرش آزاد باشد، ولی شاید بیانات اخیر ایشان چنان بی ارزش و غیر علمی است، که واقعاً افرادی جز دلسوزان و نازنینان تحریک چی رغبت نکنند چیزی راجع به سخنان سروش بگویند.

ای دوستان. سروش انگلیسی اس خوب است. شاید عالی است. تشخیص هم می دهد با سیدیاسر عزیز ما و نور چشم ما، انگلیسی مکاتبه کند. خب. البته اشکال ندارد. گفت و گویش با هوبینک هم ظاهراً در اصل و در ابتدا به انگلیسی بوده. خب. ولی آیا یکصدم درصد حدس نمی زنید انگلیسی دانی ی سروش و القابی مانند «رهبر روشنفکران دینی ی ایران» و این که استاد در دانشگاههای مهم دنیا است، او را دچار توهم خطرناک عظمت کرده باشد؟ توهم خطرناکی که افراد موسوم به مرجع تقلید و من و سیدیاسر و ... را هم تهدید می کند.
واقعاً سر و ته بیانات سروش چی بود؟

من این جا عرض می کنم. ناراحت هستم. ناراحت هستم چون مثلاً خیر سرمان به سروش امیدی داریم که بتواند در قیام عقلانی بر ضد اوضاع موجود بتواند رهبر باشد، بتواند مرشد باشد، ولی حیف. افسوس.

Posted by: سیدعباس سیدمحمدی، تهران | February 12, 2008 10:43 PM

11:18 PM  
Blogger Mohsen Momeni نوشته...

سیطره‌ی کمیتِ گنون، اگر همان ترجمه‌ی قدیمی‌اش باشد که واقعا خسته کننده است. آدم جان می‌کَنَد تا تمام‌اش کند.
اگر توانستید تمام‌اش کنید کاری بزرگ انجام داده‌اید.

1:22 AM  
Anonymous حنیف نوشته...

سلام

به قول دوستی از دوران دانشجویی: لذتی که توی خریدن کتاب هست توی خوندنش نیست
!

1:11 PM  
Anonymous بانو نوشته...

سلام
كامنت كليشه ايه " وبلاگ خوبي داري ، به منم سر بزن ، منظورم نيست ! " اما ممكنه نظرت رو در مورد داستاني كه نوشته و از ديد خودم نقد كردم ، بدونم ؟ ممنون

2:49 PM  

Post a Comment

خانه >>