Saturday, July 26, 2008

بیابان مردم خوار

بیابان بی‌پایان عشق مردم خوار است. اگر عاشقی را برگ مسافرت بود، دست در شاخ بی‌مرادی زند. بلکه نهال هستی از چمن وجود بر کند و در دریای نیستی افکند.
لوایح. عین القضاة همدانی.

Labels:

3 نظر:

Anonymous diako نوشته...

پست های اخیر شما دارد دیوانه ام می کند... انگار چیز از زمین بلندم می کند... می روم آنجایی که نه هیچ ترسی هست و نه هیچ اضطرابی... مکان امن...

11:27 PM  
Anonymous ش نوشته...

گاهی که به احوال سالک و عارف به دید روانشناسانه می نگرم، هول است که برم می دارد.
از آنهمه مواقف و رازها و رمزها و احوالات، آن دید روانشناختی جز مشتی اختلال و نهایت توانایی تمرکز بالا چیزی بدست نمی دهد.
آنوقت است که دلم می شکند. آنوقت است که به خود دلداری می دهم که روانشناسی نیز علمی تجربی است. چون بدان وادی ها نرفته اند و ندیده اند، نمی توان احکامشان را تعمیم داد. نمی دانم. فقط نافرم لطافت گل زیر انگشتان تشریح می پژمرد.

5:44 AM  
Blogger Mim Noon نوشته...

بعد از مدت ها ياد عين اقضات افتادم. چه خوب کردي

1:06 AM  

Post a Comment

خانه >>